رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 18 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

تولد عمه جون

1391/7/28 18:12
نویسنده : رومینا
256 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به شاه پسر گلمون

 عزیز دلم دیروز تولد عمه جونت بود  مامان جون گفت که بیاید بریم خونشون  براش تولد بگیریم  ساعت 6 حرکت کردیم ولی اینقدر جاده ترافیک بودددددددددددددددد تازه ساعت 8 رسیدیم خونشون تهران پر از دود بود داشتم خفه میشدم  خیلی خسته بودم خدارو شکر شما تو راه همش خواب بودی زیاد اذیت نشدی شام رو خوردیم  خوابیدیم خیلی خوش گذشت منم کادو برایش لباس خواب گرفتم. من می ترسیدم که نکنه نصف شب بیدار بشی همه رو بیدار کنی  ولی خیلی گل پسر بود اصلا بیدار نشدی صبحونه رو که خوردیم رفتیم نمایشگاه گل  تو بوستان گفتگو واییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بسیار زیبا بودن این گلها . تا 1 اونجا بودیم بعد  اومدیم از عمه جونت و سعید اقا خداحافظی کردیم اومدی خونه.

راستی موهامو هم رنگ شرابی گذاشتم .

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

در انتظار...
9 آذر 91 9:29
گل میان گلها